خبرگزاری حوزه | اشاره: بسم الله الرحمن الرحیم؛ مسئله مرگ از بنیادیترین مسائل هستیشناختی و انسانشناختی در همه سنتهای فکری و دینی است. تلقی انسان از مرگ، تأثیر مستقیمی بر فهم او از حیات، غایت زندگی و نسبت او با جهان و خداوند دارد. در نگاه مادیگرایانه، مرگ پایان حیات و فرجام قطعی وجود انسان و تلخترین و دشوارترین واقعیتی خواهد بود که بشر با آن مواجه است. چنین برداشتی از مرگ، نهتنها با میل طبیعی انسان به بقا و جاودانگی ناسازگار است، بلکه زمینهساز اضطراب عمیق وجود وی نیز خواهد بود. اما اگر مرگ به منزله انتقال از نشئهای به نشئه دیگر و ورود به مرتبهای متعالیتر از حیات فهم شود، معنایی نو از زندگی، مسئولیت، امید و فرجام انسان پدیدار میگردد. در منظومه معرفتی اسلام، مرگ نه نابودی، بلکه «توفّی» و اخذ انسان از عالمی محدود به عالمی گستردهتر است. این نگاه در آموزه معاد، مناسک مربوط به مرگ، و بهویژه در نماز میت انعکاس یافته است. مقاله حاضر میکوشد با رویکردی تحلیلی ـ کلامی، نخست مسئله مرگ و نیاز فطری انسان به بقا را بررسی کند، سپس نشان دهد که چگونه معاد در اسلام پاسخی معرفتی به این نیاز بنیادین است. در ادامه، با تبیین جایگاه مناسک دینی و حقیقت صلاة، نماز میت به مثابه آیینی معرفتی و دعایی تحلیل میشود. محور دیگر مقاله، واکاوی معنایی تعبیر «نَزَلَ بِکَ» در دعای نماز میت است؛ تعبیری که میتوان آن را ناظر به ورود مومن به ساحت ضیافت الهی و رحمت پروردگار دانست. بر اساس این تحلیل، مرگ مؤمن نه سقوط در نیستی، بلکه انتقال به قلمرو رحمت و کرامت الهی است. در پایان، تکرار این تعبیر در نماز به یا ماندنی حضرت آیت الله جوادی آملی بر رهبر شهید، واکاوی و تحلیل شده است.
۱. مرگ و مسئله نیاز فطری انسان به بقا
یکی از واقعیتهای آشکار در سرشت انسان، میل او به بقا و گریز از نابودی است. این گرایش، صرفاً یک واکنش غریزی زیستی نیست، بلکه ریشه در لایههای عمیقتر وجود انسان دارد. انسان نهتنها در برابر درد و رنج مقاومت میکند، بلکه در سطحی عمیقتر، خواهان دوام خویش و استمرار هویت خود است.
در همین راستا پیامبر اکرم فرمودند:
«مَا خُلِقْتُمْ لِلْفَنَاءِ بَلْ خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ، وَ إِنَّمَا تُنْقَلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَی دَارٍ».[۱]
شما برای ماندن و جاودانگی آفریده شدید نه نابودی؛ مرگ تنها انتقالی از خانه ای به خانه دیگر است.
قرآن کریم مرگ را نه فقط نابودی معرفی نمی کند، بلکه آن را وفات یعنی دریافت کامل همۀ حقیقت انسان توسط فرشتۀ قبض روح می داند:
قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ.[۲]
گویا همۀ حقیقت انسان را همان محصولی به نام روح می داند که در کارگاه زندگی مادی بشر در اثر اعمال او ساخته شده است.
قرآن کریم علاوه بر آنکه همه حقیقت انسان و نسخه کامل وجود او را روح او می داند که با وفات به عالم آخرت منتقل می شود، انکار بازآفرینی مجدد تن انسان را نیز نوعی غفلت نسبت به قدرت الهی و حقیقت آفرینش میداند. آنگاه که منکران معاد از احیای استخوانهای پوسیده سخن میگویند، پاسخ وحی چنین است:
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمیمٌ؛ قُلْ یُحْییهَا الَّذی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلیمٌ.[۳]
و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت: «چه کسی این استخوانها را زنده میکند در حالی که پوسیده است؟! بگو: «همان کسی آن را زنده میکند که نخستین بار آن را آفرید و او به هر مخلوقی داناست!
بنابراین، از منظر قرآنی، مسئله بازآفرینی انسان نه امری محال، بلکه مقتضای قدرت مطلق الهی است؛ همان قدرتی که آفرینش نخستین را تحقق بخشیده است.
۲. ناکفایتی تفسیرهای صرفاً عاطفی از جاودانگی از مرگ
در مواجهه با مسئله مرگ، گاهی کوشش میشود با تفسیرهای شاعرانه یا عاطفی، فقدان انسان و تلخی فنا تلطیف شود؛ اما چنین تفسیرهایی، هرچند از حیث روانشناختی ممکن است موقتاً تسکینبخش باشند، از حیث معرفتی پاسخ کافی به مسئله نمیدهند. اینکه گفته شود فرد میرود ولی «یاد» او میماند، یا «حرکت زندگی» ادامه دارد (مثلا می گویند: مرگ کبوتر، مرگ پرواز نیست)، هرگز به معنای بقای خود انسان نیست و تسکینی بر نیاز و حس احتیاج به بقا و جاودانگی انسان نخواهد بود چون افراد باقی نمی مانند. میل انسان به جاودانگی، ناظر به بقای شخصی و هویتی اوست، نه صرف بقای نوع یا دوام جهان. از اینرو، پاسخ حقیقی به اضطراب مرگ تنها زمانی حاصل میشود که برای شخص انسان، استمرار واقعی حیات اثبات گردد. این همان افقی است که آموزه معاد در ادیان الهی، بهویژه در اسلام، میگشاید.
۳. معاد؛ پاسخ معرفتی اسلام به مسئله مرگ
اسلام با طرح آموزه معاد، مرگ را از یک بنبست وجودی به یک گذار معنادار تبدیل میکند. در این نگرش، انسان پس از مرگ وارد مرحلهای از حیات میشود که نسبت به حیات دنیوی، گستردهتر، عمیقتر و ماندگارتر است. قرآن کریم حیات اخروی را حیات حقیقیتر معرفی میکند:
وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ.[۴]
این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر میدانستند!
بر این اساس، دنیا با همه اهمیتش، مرتبه نهایی حیات نیست؛ بلکه مزرعه، مقدمه و گذرگاهی برای حیات برتر و ورود در جهانی بی انتها است که جهان ماده با هم وسعت و زیبایی و رنگارنگی که دارد، در برابر آن ضعیف و بسته و کوچک است.
در روایات نیز این معنا بهوضوح دیده میشود. از امام حسین علیهالسلام نقل شده است:
صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِکُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَی الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِیمِ الدَّائِمَةِ فَأَیُّکُمْ یَکْرَهُ أَنْ یَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَی قَصْرٍ وَ مَا هُوَ لِأَعْدَائِکُمْ إِلَّا کَمَنْ یَنْتَقِلُ مِنْ قَصْرٍ إِلَی سِجْنٍ وَ عَذَابٍ- إِنَّ أَبِی حَدَّثَنِی عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّ الدُّنْیَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْکَافِرِ وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هَؤُلَاءِ إِلَی جَنَّاتِهِمْ وَ جِسْرُ هَؤُلَاءِ إِلَی جَحِیمِهِمْ مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِبْتُ.[۵]
ای بزرگ زادگان!شکیبا باشید مرگ فقط پلی است که شما را از سختی ها و دشواری ها به بهشت پهناور و نعمت های جاودان برساند!کدام یک از شما نمی خواهد که از زندانی به کاخی در آید؟ ولی مرگ برای دشمنانتان جز انتقام از کاخی به زندان و عذابی شدید نیست پدرم از رسول خدا صلی اله الیه و اله نقل کرده که فرمود: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است و مرگ پل مؤمنان به بهشت و پل کافران به دوزخ خواهد بود. سپس امام (علیه السلام) افزود: ما کذبت و لا کذبت لحظه موعود فرا رسیده نه دروغ گفته ام و نه به من دروغ گفته شده است.
این تصویر، مرگ را نه انهدام، بلکه یکی از مراحل گذار و عبور و میفهمد.
۴. جایگاه مناسک دینی در سیر تکامل انسان و مرحله «گذار» او
یکی از مهمترین ابزارهای تربیت و تفهیم در دین، «مناسک» است. مناسک دینی صرفاً آیینهایی نمادین یا اجتماعی نیستند، بلکه هر یک حامل دلالتهای معرفتی، تربیتی و وجودیاند. تولد، بلوغ، ازدواج، عبادت، بیماری، مرگ و سوگواری، همگی مراحلی از گذار انسان هستند که در سنت دینی با اعمال و آدابی همراه شدهاند که انسان را نسبت به حقیقت معنایی نهفته در آن مرحله آگاه می کنند.
در موضوع مرگ نیز، اعمالی چون غسل میت، کفن، تشییع، دفن، تلقین، دعا، نماز میت، اعمال شب اول قبر، تسلیت گویی و زیارت اموات و... مجموعهای از مناسکاند که هم به متوفی ناظرند و هم به بازماندگان. این مناسک، مرگ را از یک حادثه صرفاً طبیعی یا تراژیک، به یک رخداد معنادار در افق عبودیت و بازگشت به خداوند تبدیل میکنند.
۵. حقیقت نماز و تفسیر ساختار کلی نماز میت
برای فهم دقیقتر نماز میت، باید نخست به حقیقت نماز که در اصطلاح قرآن و حدیث، از آن به «صلاة» تعبیر شده توجه کرد. صلاة در معنای دینی، صرفاً یک سلسله حرکات جسمانی چون رکوع و سجود و .... نیست، بلکه حقیقتی مبتنی بر یاد خدا یعنی دعا، توجه، خواندن و رویآوردن به خداوند است. در این چارچوب، نماز میت را نیز باید نوعی دعا و شفاعت ایمانی برای میت و در عین حال، بازخوانی اصول اعتقادی دین دانست.
در نماز میت، شهادت به توحید، رسالت، معاد، و نثار تحیت به وسایط فیض الهی یعنی پیامبر اکرم و ائمه هدی و طلب مغفرت برای مؤمنان و برای شخص درگذشته، در کنار هم قرار میگیرد. این ساختار نشان میدهد که نماز میت صرفاً عملی تشریفاتی نیست، بلکه متنی فشرده از الهیات اسلامی است؛ الهیاتی که در آن، سرنوشت انسان پس از مرگ، در نسبت با رحمت و مغفرت الهی تفسیر میشود و در این آیین، بار دیگر به حقیقت توحید، نبوت، آخرت، نیاز انسان به رحمت الهی و سرنوشت محتوم خویش متذکر میشوند.
۶. تحلیل معنایی تعبیر «نَزَلَ بِکَ»؛ باشکوه ترین مهمانی برای مومن
یکی از تعابیر عمیق در ادعیه مأثور نماز میت، عبارت «نَزَلَ بِکَ» است. این عبارت در دعای بعد از تکبیر چهارم نماز میّت با این متن رایج آمده است:
اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ نَزَلَ بِسَاحَتِکَ وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْزُولٍ بِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِی إِحْسَانِهِ إِحْسَاناً وَ إِنْ کَانَ مُسِیئاً فَتَجَاوَزْ عَنْهُ.[۶]
«بار خدایا! همانا این [شخص]، بنده تو و فرزند بنده تو و فرزند کنیز توست؛ او به مهمانی تو آمده است و تو بهترین میزبان هستی. بار خدایا! ما از او جز نیکی چیزی نمیدانیم، در حالی که تو از ما به او داناتری. بار خدایا! اگر او نیکوکار بوده است، بر نیکوکاریاش بیفزا، و اگر خطاکار بوده است، از او درگذر.»
در نقلی نیز توصیه شده هنگام گذاردن میت در قبر هم گفته شود: بِسْمِ اللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص عَبْدُکَ ابْنُ عَبْدِکَ نَزَلَ بِکَ وَ أَنْتَ خَیْرُ ُ مَنْزُولٍ بِهِ اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِی قَبْرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِیِّهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِه....[۷]
تعبیری که در ظاهر میتوان آن را به «بر تو فرود آمد» یا «به نزد تو وارد شد» ترجمه کرد، اما ظرفیت معنایی آن فراتر از یک ورود ساده است؛ زیرا النُّزْل یعنی پذیرایی کردن از مهمان و «النُّزُل» یعنی چیزهایی مانند خوراکی و امثال آن از رفتارهای گرامی دارانه که برای پذیرایی مهمان فراهم می شود.[۸]
وقتی درباره میت گفته میشود که «نَزَلَ بِکَ»، این معنا القا میشود که او از ساحت دنیا که تنگنا و جای رنج و سختی است جدا شده و در پیشگاه الهی فرود آمده است؛ گویی میهمان حضرت حق شده است. این فهم، مرگ مؤمن را از معنای فقدان و تهیشدن، به معنای وصول و ورود به رحمت تبدیل میکند و این رویکردی بسیار متعالی و شورانگیز.
این ضیافت، صرفاً یک استعاره ادبی نیست، بلکه حقیقتی برگرفته از منطق قرآن و حدیث است؛ زیرا سراسر حیات اخروی برای مؤمن، تجلی رحمت، کرامت و قرب الهی است؛ زیرا گرچه همۀ هستی را رحمت الهی فراگرفته و در واقع هر کمال و خوبی و زیبایی و نعمت و علم و ... که در هستی وجود دارد از رحمت اوست که قرآن فرمود:
رَحْمَتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ الَّذینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُون.[۹]
رحمتم همه چیز را فراگرفته و آن را برای آنها که تقوا پیشه کنند، و زکات را بپردازند، و آنها که به آیات ما ایمان میآورند، مقرّر خواهم داشت!
اما دنیا عالمی محدود، آمیخته با نقص، رنج، زوال و تزاحم است. در مقابل، آخرت عرصه ظهور کاملتر حقیقت، رحمت، نعمت و بقاست. از این رو، هرچند رحمت الهی در دنیا نیز جاری است، اما ظهور کاملتر آن در آخرت تحقق مییابد.
در روایات نیز ورود مومنان و شهدا به ضیافت الهی را بسیار شورانگیز توصیف فرمودند. برای نمونه در حدیث معراج، خدای متعال خود لحظات قبض روح مومن و ورود او دراین مهمانی رویایی و شکوهمند و بزم روحانی را چنین توصیف می کند:
ای محمد؛ به عزّت و جلالم سوگند! او (اولیای الهی) را زندگی پاکیزه میبخشم و قبض روح او را خود (نه فرشتگان) بر عهده دارم و هنگام قبض روحش همه درهای آسمان را به روی روحش میگشایم و همه حجابهایی را که بین او و من است از میان بردارم. بهشتها را فرمان دهم که خود آرایی کنند، و فرشتگانش به خدمت ایستند و درختان، میوه دهند و میوههای بهشت برای عرضه به خدمت او نزدیک گردند. نسیمی از نسیمهای زیرعرش را فرمان میدهم که کوههایی از کافور و مشک خوشبو را بسوزانند و اطرافش را از آن معطر کند. بین من و روح او پوشش و مانعی نباشد و هنگام گرفتن جانش بگویم: خوش آمدی و با آمدنت صفا آوردی. زهی عیش نیکبختی برای او با این بزرگداشت و مژده به رحمت و رضوان و بهشتهایی که در آنها نعمتهای جاوید و ابدی است و اجر بزرگ وپایانی که در نزد خداست. ای کاش ملائک و فرشتگان را میدیدی که چگونه او را میگیرند و دست به دست میگردانند.[۱۰]
بنابر آنچه گفته شد، این عبارت هم می تواند خبری باشد و می تواند نوعی دعا و درخواست ضمنی باشد و از خدای متعال بخواهیم میت را مشمول ضیافتی که برای مومنان وعده داده قرار دهد.
در فرهنگ دینی نیز وقتی از شخص درگذشته با تعبیر «مرحوم» یاد میشود، این تعبیر صرفاً یک عادت زبانی نیست؛ بلکه پشتوانهای معرفتی دارد. «مرحوم» یعنی کسی که مورد رحمت قرار گرفته یا در معرض رحمت الهی واقع شده است. در منطق دینی، مرگِ مؤمن با امید به رحمت و مغفرت الهی همراه است، نه با فرض نابودی و انقطاع مطلق.
دعاهای مربوط به اموات نیز همگی بر همین معنا تأکید دارند: طلب مغفرت، رحمت، عفو، وسعت قبر، امنیت و کرامت برای متوفی. این همه نشان میدهد که مرگ در فرهنگ اسلامی، در پیوندی وثیق با رحمت پروردگار فهم میشود.
۷. تکرار تعبیر «نَزَلَ بِکَ» در نماز میت استاد بزرگوار حضرت آیت الله جوادی بر رهبر شهید
تکرار یک لفظ در کلام عربی را تاکید لفظی می نامند که عبارت است از پافشاری بر یک محتوا. در این نماز شکوهمند پر محتوا نیز مرجع والامقام حضرت آیت الله جوادی آملی با تکرار تعبیر «نزل» در حقیقت بر این مهمانی تاکید فرموده و در واقع از خدای متعال طلب برگزاری مهمانی با شکوهی برای ایشان دارند.
فراز دعای ایشان به این شرح است: «نَزَلَ، نَزَلَ، نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَ جَبَرُوتِکَ وَ عَظَمَتِکَ وَ مَلَکُوتِکَ، نَزَلَ بِعِزِّ جَلَالِکَ وَ جَبَرُوتِکَ وَ مَلَکُوتِکَ» که علاوه بر تاکید، دعا می کنند و طبق قرآن و حدیث از منزلت علم و تقواو شهادت رهبر شهید خبر داده و عرضه می کنند: مهمانی این شهید والامقام، در درجات قرب الهی و مهمانی اسماء حسنا و عزت الهی که والاترین درجات قرب است برگزار شده یا بشود.
مصطفی همدانی (استاد حوزه و دانشگاه)
منابع:
قران کریم
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع - دار صادر - بیروت، چاپ: سوم، ۱۴۱۴ق.
صدوق، محمد بن علی، إعتقادات الإمامیة، کنگره شیخ مفید - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، ۱۴۱۴ق.
صدوق، محمد بن علی، المقنع، مؤسسة امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۵ق.
صدوق، محمد بن علی، معانی الأخبار، دفتر انتشارات اسلام، قم، چاپ: اول، ۱۴۰۳ ق.
کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
[۱] . اعتقادات الامامیه، ص ۴۷.
[۲] . بگو: فرشته مرگ که موکل بر شماست، شما را میمیراند. سپس به سوی پروردگارتان باز گردانیده میشوید. (سجده: ۱۱).
[۳] . یس : ۷۸ – ۷۹.
[۴] . عنکبوت : ۶۴
[۵] . معانی الاخبار، ص ۲۸۹.
[۶] . المقنع، صص ۶۴ – ۶۵.
[۷] . الکافی، ج۳، ص ۱۹۶.
[۸] . لسان العرب، ج۱۱، ص: ۶۵۹.
[۹] . الأعراف : ۱۵۶.
[۱۰] . بحارالانوار، ج ۷۴، ص۲۵.










نظر شما